خلاصه کتاب :
خانم بنت می خواد که پنج دخترش- جین، الیزابت، مری، لیدیا و کیتی-
را آماده پیدا کردن شوهری مناسب کنه.
جوانی ثروتمند به نام چارلز بینگلی و دوستش آقای دارسی (که بسیار مغروره) به ندرفیلد وارد می شن. و بلافاصله در تمام خانوادههای دوروبر جنب و جوشی ایجاد میشه، چون همه این جوان را مورد فوقالعادهای برای دختران خود میبینند .بینگلی دلباخته جین، بزرگترین دختر از پنج دختر بنت میشه. اما خانواده بنت فقیر است. ویلیام دارسی به بینگلی القا می کنه که جین دوستش نداره و وادارش می کنه تا به طور ناگهانی آن محل را ترک کنه.
در این بین دارسی، با وجود غرورش، به
الیزابت، خواهر جین، سخت علاقهمند میشه و از او تقاضای ازدواج میکنه، اما
....